میگفت: یک دیوانه، سنگی به داخل چاه می اندازد، صد تا عاقل نمی توانند درش بیاورند.
حکایت این روزهای ماست.
فقط با این تفاوت که اینبار دیوانه ای در کار نیست.دوستانی که خود می پنداشتیم هرچه باشند، حداقل دشمنی نخواهند کرد.
هرچه بیشتر فکر میکنم و بیشتر می شناسمش، بیشتر باورم می شود که روی سخن امام خامنه ای وقتی از قلم های بی تقوا میگفت، به چه کسانی بود!
کسانی که در کمال ناجوانموردی و تنها با گفتن یک جمله، باوری را به دلهای اقشار مختلف مردم القا کردند که حالا برای رد کردنش باید با تک تک مردم ساعتها وقت بگذاری و صفحه صفحه کامنت برای مطالبشان ارسال کنی تا بلکه شاید لکه ی این تهمتها را اندکی کم رنگ کنی!
اما چه حاصلت می شود؟
در هر جمعی وقتی وارد بحث های انتخاباتی می شوم، آنجا که مباحثه به اوج خود می رسد، چنان استرس همه ی وجودم را پر می کند که دچار حالت تهوع می شوم. از ترس اینکه مبادا کلمه و یا جمله ای نسنجیده و غیر صحیح و نا انصافانه بر زبان بیاورم. از نگرانی بابت اینکه اگر اینگونه شود، پاسخ خدای خود را چگونه خواهم داد!
کاری دشوار است. اما چیزی که دل انسان را می سوزاند، آن تهمت ناجوانمردانه بود که عده ای بر زبان مردم انداختند.
گفتند: جلیلی همان احمدی نژاد است. و وابسته به جریان انحرافی!
که بلکه با القا کردن این معنا به باور عموم مردم، خطر وی را به همه گوشزد کنند.
مگر در مواردی شبیه احمدی نژاد بودن، جرم است؟
و از حق نگذریم، اگر کسی بخواهد احمدی نژاد را باطل مطلق قلمداد کند، قطعا مرتکب قضاوت ناعادلانه ای شده است
 مگر خود رهبری عزیز نگفتند به کسی رای بدهید که نقاط قوت سابق را داشته باشد. و این یعنی نقاط قوتی وجود دارد.
آقای جلیلی در بسیاری از موارد شبیه به احمدی نژاد است. اما این موارد شامل نقاط قوت وی میشود. و نه نقاط ضعفش!
 اتفاقا معایب دولت نهم و دهم، در رفتار و عملکرد جلیلی دیده نمی شود.
به خوبی مشاهده می کنم  آنچه رهبری معظم تحت عنوان نقاط ضعف یاد کردند، در جلیلی دیده نمی شود.
اما، امان از این قلم های بی تقوا!
چنان این باور که جلیلی همان احمدی نژاد است در دل مردم جا باز کرده که بسیاری شان اصلا نمی گذارند برایشان توضیح دهی که اینگونه نیست.
و هیچ چیز به قدر این تهمت های ناجوانمردانه دل آدم را نمی سوزاند.
تنها خدا حال مرا می داند این روزها. بس که حرفهای نسنجیده و ناجوانمردانه شنیدم.
خدای خودم،
تو خود شاهدی که در تمام این مدت همه ی تلاشم را داشتم تا مبادا سخنی خلاف خواست و رضای تو بر زبان نیآورم.و این تنها برای تو بود. برای تویی که باور دارم ناظر بر احوال منی.
اگر دچار ضعف شده ام، اگر با وجودیکه خود قانعم کردی، سخنم اثری ندارد، برای خاطر این است که خودم ضعیف هستم. شاید اگر تمام وجودم سرشار از خلوص و توکل به درگاه تو می بود، امروز کلامم در دل بندگانت اثر بیشتری داشت.
اما باور دارم که «... ان تنصرالله ینصرکم یثبت اقدامکم»
از تو یاری می خواهم تا خودت پوچی و بی اساس بودن این برچسب ها را بر مردم خوب کشور هویدا کنی.
طرف میگوید: من مطمئنم جلیلی مثل احمدی نژاد  می شود.
و سپس اصلا اجازه نمی دهد از او بپرسم که چگونه و از روی چه منطقی به چنین اطمینانی رسیده ای!
دیگر راهی جز پناه آوردن به خودت نمی بینم. تا یاری تو شامل حالمان شود.


صحبتهای امروزش در مناظره، بسیار شنیدنی بود.

اینکه به خوبی و با رعایت ادب و احترام، اصلاح طلبان را به چالش کشانید، جای تقدیر داشت.

و ضمنا،

مـــــیم مثل، مـــــــادر، مـــــــعلم، مـــــــسجد



تاریخ : 16 خرداد 1392 | 02:25 ق.ظ | نویسنده : ح.باغبان | نظرات (1)