X
تبلیغات
زولا

این حساب دو دو تا چهار تا ی ما با خدا هم حکایتی دارد برای خودش!

متدینی ست؛ انقلابی. اهل قناعت است. و اهل معرفت! میگفت:

چرا کلاه شرعی بر سر مردم می گذارید؛ قرض الحسنه با سازوکاری که سراغ داریم، یعنی ضرر! و خدا هم راضی به ضرر بندگانش نیست.

دو میلیون تومان اقراض امروز، حتی به فرض پس دادن بر سر موعدش، به قدر یک میلیون تومان سال دیگر است. و این یعنی ضرر.

گفتم:

یعنی تو می گویی خدایی که امر به قرض الحسنه کرده، خود از تورم امروز بیخبر بوده است؟ 

یا میگویی قرآنی که سفارش به قرض کرده، نه کتاب هر لحظه و هر زمان و هر مکان، که کتاب وقت بی تورمی ست؟!

دیدی چه ساده است؛ در اوج زندگی دینی مان، به آسانی هر چه تمام، میشویم کافر؛ 

نه در زبان؛ که در فکر و عمل!

به همین سادگی!

پرسیدم:

پس  اعتماد به خدا چه می شود!

هم اویی که خود بارها و بارها مضمن شده است که هر قدمی برای خاطرش برداریم، خود جبران خواهد کرد.

یک دانه که در طریق عشق او بر ایستگاه انفاق بسپاری، نه عین آن و دوبرابر و 10 برابر؛ که هفتصد برابر پاسخ می دهد.

برکت چه می شود؟! 

خوب فکر کن؛ چند روز پیش؛ کنار تکیه ی امام حسین (علیه السلام) قدم می زدی؛ بادی وزید؛ سنگی از روی سقف تکیه روانه ی زمین شد. و درست در یک وجبی پای تو بر زمین نشست. نمی توانست یک وجب اینطرف تر بیفتد. روی سرت؟

حساب دو دو تا چهار تا کردن با خدا، عین بیرحمی ست. و نتیجه ای جز شکست قطعی ما از خدا ندارد.

 اگر از صبح تا به شب الطاف معجزه آسایش را بر خود بشماری...

هــــعی... دلت می سوزد!

به خود بیا مسلمان!



تاریخ : 11 خرداد 1393 | 01:30 ب.ظ | نویسنده : ح.باغبان | نظرات (4)