X
تبلیغات
رایتل

اندر حکایت بعضی ها که باز به بهانه ای دیگر ، فعل سوختنشان را صرف می نمایند.

گفته اند که:

« خانی بود که در سال های 1350 تا 1357  اوج قدرتش بود.این خان نوکری داشت و نوکرش را خیلی اذیت می کرد، نوکر هم نمی توانست کاری بکند. قدیم مثل این زمان لوله کشی آب وجود نداشت و آب را با آفتابه به دستشویی می بردند این نوکر هم طبق معمول باید آفتابه ی خان را پر می کرد اما این بار به جای آب ولرم،آب جوش در آفتابه مسی ریخت و آفتابه را داخل دستشویی گذاشت.

خان وارد توالت شد و هنگامی که خواست خودش را تطهیر کند آب را که ریخت جیغ کشید و سریع بیرون آمد شروع به زدن نوکر با لگد و شلاق کرد.

او را می زد و نوکر اصلاَ صدایش درنمی آمد اطرافیان جمع شدند و پرسیدند:خان چرا بدبخت را می زنی؟مگر چه گناهی کرده؟ارباب هم که خجالت می کشید بگوید کجایش سوخته چیزی جواب نمی داد سپس نوکر سرش را بلند کرد و گفت:

کاری نداشته باشید بگذارید بزند من می دانم کجای ارباب می سوزد. »

و کسی گفت، چنین گفت که فلانی، بی هیچ سند و مدرکی یک سوم کودکان جهان را زنازاده می داند!!

و همان کس نگفت و چشمانش را هم بست و ندید که فلانی نگفته بود، نقل قول کرده بود؛ بلکه موسسات غربی خودشان می گویند.

کجا؟ اینجا! (گوشه راست تصویر، بخش Downloud PDF - خلاصه اش را نیز در اینجا ملاحظه بفرمایید)

شیطان را چه دیدید! بعید هم نیست که فردا روزی ،" عصرایران"  قرآن را نیز متهم  کند که چشمش را بسته و دهانش را باز نموده ؛ و بی پروا قوم صدوم را متهم به هم جنس بازی می کند.


کاری به عصرایران نداشته باشید. بگذارید راحت باشد. آخر گویا او نیز یک جایش سوخته است.

باشد، اصلا قبول که فلانی در جبهه های جنگ حضور نداشته است. اما مگر کسانی که یک جایشان سوخته است، حضور داشتند!

آخر چه کسی می تواند زنازادگی زنازاده ها را منکر شود، جز آنکه که خود زنا زاده باشد؟!

پی نوشت:

این تصویر تکان دهنده، جدیدترین آمار رسمی از تعداد کودکانی ست که در قالبی خارج از خانواده در جهان متولد شدند.



تاریخ : 23 شهریور 1393 | 02:52 ق.ظ | نویسنده : ح.باغبان | نظرات (1)